السيد الطباطبائي

161

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بررسى : مجلسى ( ره ) مى گويد : يعنى « شناخت شأن و مقام ائمّه - ع - » سخت دشوار است . و طباطبائى ( ره ) مى گويد : « شناختِ شناخت آنان » سخت دشوار است . يعنى در معرفت و شناخت ، رسيدن به حدّ آنان ، سخت دشوار است . اما : اولًا : سخن در « اقرار » است : اقرار كردن به مقام آنان . ثانياً : اگر اميرالمومنين و امام صادق ( ع ) و ديگر امامان ( ع ) ، اين سخن را نمى گفتند ، براى سدير و امثال او و براى همه شيعيان ، روشن بود كه هيچ كس در شناخت و در معرفت توحيد ، به مقام رسول خدا ( ص ) و ائمّه ( ع ) نمى تواند برسد . و تفسير حديث بدين معنى ، خالى از « توضيح واضحات » نيست . زيرا اين موضوع حرف اولِ الفباى تشيع است و خشت اول نظام اعتقادى شيعه است . ثالثاً : در متن حديث مى فرمايد « فَعُرَضَ أَمْرَكُمْ هَذَا . . . . » : اين تشيع شما عرضه شد بر ملائكه و . . . بنابراين موضوع سخنِ حديث ، تشيع و باور به امامت اهل بيت ( ع ) و تحمل مقام آن ها از قبيل عصمت و علم غيب است كه سدير و شيعيان به آن معتقد هستند . همان عقايد و باورها كه ديگران تاب تحمل آن ها را ندارند . نه رسيدن به مقام علمى آنان . رابعاً : مطابق تفسير مرحوم طباطبائى ، انبياء مرسل و ملائكه مقرّب و حتى برخى از مومنين مى توانند در توحيد و ولايت ، به مرتب رسول اسلام ( ص ) و ائمه ( ع ) برسند . در حالى كه در تشيع چنين عقيده اى وجود ندارد و شيعه مقام پيامبر و آل را بالاتر از همه انبياء و ملائكه مىداند تا چه رسد به برخى از مومنين و به اجماع سنّى و شيعه ، جبرئيل در معراج از پيشروى به همراه پيامبر ( ص ) باز ماند . يعنى او در شناخت مراتب توحيد و ولايت ، به مرتب آن حضرت نرسيده بود .